محمد مهريار
17
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
6 - اگر شيئى ، امرى يا خصوصيتى در عمل غالب باشد اين امور به صورتى در نامواژه پديدار مىشود . مثلا نمناك بودن زمين ، داشتن آب فراوان ، روان بودن آب ، دشوارى زراعت ، سنگلاخ بودن محل و امثال اينها در نام زيستگاه بازسازى مىشود . چندانكه پندارى آريايى مىگويد مىخواهم نامواژهء محلى بازگو كنندهء كيفيات آن باشد . 7 - محصول غالب محل مثل ارزن و انجير و غيره در نام محل ممكن است بيايد ، يعنى نام محل بر بنياد آن گذاشته مىشود و همچنين نام طايفه يا قبيله و قومى كه در محل زندگى مىكنند و به صورت جمع ( اطلاق حال به محل ) در ساختار نامواژه مىآيند ( خوزان ، اندوان ، جايگاه خوزها و اندوها ) . 8 - محلى كه تجديد عمارت شده اغلب با واژهء « بن » ديده مىشود ( كهتهبن و ماربين معادل ماربن ) 9 - نام دامها و درختها و كثرت آنها و نام حيوانات مطلوب و محبوب ( گور ، آهو ، شتر ، اسب . . . ) و حتى ناپسند چون مور و گرگ و شير و پلنگ و غيره مىتواند در نامگذارى آريايى مؤثر افتد . 10 - در نامگذارىها ممكن است واژههاى مهجور ، تلفظهاى به صورت لهجههاى قديم ، نام قبايل و لغات نامأنوس ظهور پيدا كند : گنآباد ، « گن » به معناى « تخم + آباد » و « نا ، نى ، نيه و نيا » به معناى آب و غيره . 11 - قاعدهء اصلى و زرين تطور يعنى سير از دشوار به آسان و از آسان به آسانتر در تطور و اشتقاق تمام نامها جارى و سارى است . 12 - دربارهء رعايت قواعد قلب و تبديل و تحريف و غيره به شرحى كه گذشت افراط و زيادهروى نه فقط موصل به مقصود نيست ، بلكه ما را از حقيقت امر دور مىدارد ، بنابراين از اينگونه افراطها حتما بايد دورى كرد . در اينجا لازم مىدانم از همهء دانشمندان و دوستان عزيزى كه در طى ساليان درازى كه مشغول تحقيق و نگارش اين وجيزه بودم مرا تشويق نمودند و دلگرم ساختند و با اعتماد و تمجيد كار را بر من آسان كردند تشكر كنم . در حقيقت در مدت طولانى بيش از سى سالى كه به اين كار مشغول بودهام هركدام از اين بزرگواران كه مخصوصا جويا مىشدند و سراغ مىگرفتند كه كار به كجا رسيده يا مىشنيدند كه به آن مشغولم ، مرا تشويق مىكردند و اين خود موجب ادامهء كار مىگرديد . همچنين بايد از جناب آقاى مهندس عظيميان شهردار سابق و جناب آقاى مهندس جوادى شهردار محترم اصفهان كه چاپ كتاب به همت والاى